|
|
|
|
|
وَ خَسَفَ الْقَمَرُ وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ . . . کنار علقمه قیامت شده بود! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 3:24 توسط تسنیم
|
|
||
|
|
|
|
|
ای پیش پرواز کبوتر های زخمی بابای مفقود الاثر! بابای زخمی! دور از تو سهم دختر از این هفته هم پر تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی توی کتابم هر چه بابا آب می داد اینجا کنار قاب عکست جان سپردم من بیست سالم شد هنوزم توی قابی یک بار هم از گیر و دار قاب رد شو برگرد تنها یک بغل بابای من باش ای دست هایت آرزوی دستهایم شاید تو هم شرمنده یک مشت خاکی عیبی ندارد خاک هم باشی قبول است تنها تلاشش انتظار است و سکوت است امشب عروسی می کنم جای تو خالی ای عکس هایت روی زخم دل نمک پاش
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 15:2 توسط تسنیم
|
|
||
|
|
|
|
|
در مورد قسمت زنانه خالیالذهنم؛ لکن در مردانه مستراح مسجد شاه که ما توفیق آمد و شد داریم، درودیوارنویسی، یک سنّت مألوف است. خلقالله راضی نمیشوند حین اجابت مزاج دستشان بیکار بماند. با یکی لولهنگ برمیدارند، با دیگری سیاهمشق میکنند. یعنی هرکس گذرش میافتد اینجا، زائر و عابر و مسافر، یکیدو خط قلمی میکند گوشه مبال. خاطرهای، شعری، شعاری، مردهبادی، موعظهای… خلاصه دریغ نمیکنند از ترشحات اندیشه و طبعشان. از تحلیلهای سیاسی تا تصنیفهای عشقی؛ از توصیه در باب آداب تخلّی، تا تحشیه بر مکتوبههای قبلی. قصدم معارضه با مظاهر مدرنیته نیست، جان شازده! ولی باور کن آن فیسپوکی که دوست داری درش اسمنویسی کنی، از روی همین مستراح مسجد شاه ساختهاند. یکعده که مبتلا به لینت قلمیاند، نشستهاند دور هم، یا مطلب مینویسند، یا به هم حاشیه میزنند. به یکی هم که ابراز علاقه میکنند «شست» نشانش میدهند که یعنی «لایک». طابق النعل با گرافیک دیواری نمرههای مبال. از ما گفتن بود. خودت میدانی. محسن رضوانی
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 18:51 توسط تسنیم
|
|
||